X
تبلیغات
رایتل

 


 
  

سلام اینم یه شعرقشنگ واسه مادربزرگهای مهربون

                        

مادر بزرگ، ‌هادی، هدی بیایید، بیایید!!                    

مادربزرگ 

مادربزرگ وقتی اومد خسته بود

چارقدش و دورسرش بسته بود

صدای کفشش که اومد دویدم

روی گلای دامنش پریدم

بوسه زدم روی لپاش تموم شدن خستگی هاش

شاعر : افسانه شعبان نژاد

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


نوشته شده در تاریخ 1390/10/30 توسط مامان ایلیا
design by: gogoli-temp.persianweblog.ir