
سلـــــــــــ♥♥♥ــــــــام عزیزان
ما بالاخره امسال هم تونستیم 1سفره کوچولو بریم.البته اگر همت عمه اعظم(عمه ایلیا)نبود عمرا ما راه نمیوفتادیم.
.
چون ایلیا 3تا دختر عمه داره که اجازه نمیدن حوصلش سربره.2تا شون سنگ تموم گذاشتن واسه ما،مدام یا با ایلیا بازی میکردن یا بغلش میکردن به همین دلیل به من کلی خوش گذشت.

چون واقعا خوش گذشت.تا2روز بعداز اومدن هم ایلیا مدام دمه در خونه مینشست و با گریه میگفت د د د د...
میدید کسی به دادش نمیرسه میگفت:میمــــــــــــما(مینا).....

سلـــــــــــــــــــــامدوستان![]()
عیدتون خیلی خیــــــــــــــــلی مبارک باشه
،امسال عید ما همچنان خونه بودیم و اصـــــــــلا فکر مسافرت هم به سرمون نزد
.خلاصه که تویه جمع 3نفریمون منتظره تحویل سال نوبودیم![]()
خیلی هم خوب و عالــــــــــی بود.
نیم ساعتی بعداز تحویل سال همگی زود وسایلامون رو جمع کردیم و رفتیم مثل هرسال مسجد اعظم که کرجی ها میرن و اونجا با جشنی که میگیرن سال نو رو بهم تبریک میگن و برای تمام کسانی که تا عید امسال بودن ولی دیگه جاشون خالی هست طلب امرزش میکنن
و اما ایلیای مامان
از اول جشن خوابیــــــــد تا اخرش که رفتیم خونه ی مادربزرگه من.![]()
خلاصه که ایشاا... به همه خوش بگذره.اینم 1عکس از ایلیای مامان برایه تبریک به همه ی شما عزیزااااااااان ![]()

![]()
![]()
![]()

